تبلیغات
درد دل با دل

درد دل با دل
آن سوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتنی هاست
به قلم
دوست دارم بدونم
وقتی دلت میگیره معمولا با کی درد دل میکنی؟







دوستان خوبم

کوله پشتی اش را برداشت و راه افتاد. رفت که دنبال خدا بگردد و گفت: «تا کوله ام از خدا پر نشود بر نخواهم گشت.»

نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود، مسافر با خنده ای رو به درخت گفت: «چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن...»

 درخت زیر لب گفت: «ولی تلختر آن است که بروی و بی رهاورد برگردی. کاش میدانستی آنچه در جست و جوی آنی، همین جاست...»

مسافر رفت و گفت:«یک درخت از راه چه میداند، پاهایش در گل است، او هیچگاه لذت جست و جو را نخواهد یافت.»

و نشنید که درخت گفت:«اما من جست و جو را از خود آغاز کرده ام و سفرم را کسی نخواهد دید؛ جز آنکه باید.»

مسافر رفت و کوله اش سنگین بود. هزار سال گذشت، هزار سال پر خم و پیچ، هزار سال بالا و پست. مسافر بازگشت، رنجور و ناامید. خدا را نیافته بود، اما غرورش را گم کرده بود...

به ابتدای جاده رسید. جاده ای که روزی از آن آغاز کرده بود. درختی هزار ساله، بالا بلند و سبز کنار جاده بود. زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد. اما درخت او را می شناخت.

درخت گفت:«سلام مسافر، در کوله ات چه داری؟ مرا هم میهمان کن.»

مسافر گفت:«بالا بلند تنومندم، شرمنده ام، کوله ام خالیست و هیچ چیز ندارم.»

درخت گفت:«چه خوب...! وقتی هیچ چیز نداری، همه چیز داری. اما آن روز که میرفتی، در کوله ات همه چیز داشتی که غرور کمترینش بود و جاده آن را از تو گرفت. حالا در کوله ات جا برای خدا هست.»

و قدری از حقیقت را در کولهٔ مسافر ریخت...

دستهای مسافر از اشراق پر شد و چشمهایش از حیرت درخشید و گفت:« هزار سال رفتم و پیدا نکردم و تو نرفته ای، این همه یافتی!!!»

درخت گفت:«زیرا تو در جاده رفتی و من در خودم، و پیمودن خود دشوارتر از پیمودن جاده هاست...»




طبقه بندی: عارفانه ها،
[ شنبه 29 تیر 1392 ] [ 06:21 ق.ظ ] [ بهناز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دلم می خواهد:
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو، هر کسی می خواهد
وارد خانهٴ پر مهر و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتنش شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم،
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار،
خانهٴ دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر،
خانهٴ دوست کجاست؟
میهمانان
میهمانان امروز : نفر
میهمانان دیروز : نفر
همه میهمانان : نفر
میهمانان این ماه : نفر
میهمانان ماه قبل : نفر
آخرین تغییرات :


دانلود آهنگ جدید