تبلیغات
درد دل با دل

درد دل با دل
آن سوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتنی هاست
به قلم
دوست دارم بدونم
وقتی دلت میگیره معمولا با کی درد دل میکنی؟







دوستان خوبم

از خانه بیرون میزنم اما کجا امشب؟

شاید تو میخواهی مرا در کوچه ها امشب!

پشت ستون سایه ها، روی درخت شب

می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب

میدانم آری نیستی، آیا نمیدانم

بیهوده میگردم به دنبالت چرا امشب؟

هر شب تو را بی جست و جو می یافتم اما

نگذاشت بیخوابی به دست آرم تو را امشب

ها... سایه ای دیدم، شبیهت نیست اما حیف،

ای کاش میدیدم به چشمانم خطا امشب

هر شب صدای پای تو می آید از هر چیز

حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب!

امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه

بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب

گشتم تمام کوچه ها را یک نفر هم نیست

شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب...

ای ماجرای شعر و شبهای جنون من

آخر چگونه سر کنم بی ماجرا امشب؟؟؟




طبقه بندی: شعر،
[ جمعه 22 شهریور 1392 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ بهناز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دلم می خواهد:
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو، هر کسی می خواهد
وارد خانهٴ پر مهر و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتنش شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم،
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار،
خانهٴ دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر،
خانهٴ دوست کجاست؟
میهمانان
میهمانان امروز : نفر
میهمانان دیروز : نفر
همه میهمانان : نفر
میهمانان این ماه : نفر
میهمانان ماه قبل : نفر
آخرین تغییرات :


دانلود آهنگ جدید