تبلیغات
درد دل با دل

درد دل با دل
آن سوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتنی هاست
به قلم
دوست دارم بدونم
وقتی دلت میگیره معمولا با کی درد دل میکنی؟







دوستان خوبم

دوستت دارم ای عاشقانه ترین لحظۀ زندگی ام، تو را می خواهم ای تو که آنقدر دور شده ای از من که دیگر نمی بینمت و این قلب من است که شاید حسرت داشتن تو را برای همیشه داشته باشد...

دوستت دارم ای تو که هر چه فکرش را میکنم، برای من، برای قلبم و احساسم مثل و مانندی نداری و می آیم به سویت، دنبال میکنم عطر و بویت، پا میگذارم جای قدمهایت تا شاید در این راه دوباره همسفرم شوی، دوباره نفس بدهی به تنی که آنقدر رفته که بی نفس است.

نمیخواستم هرگز در راه عشق تو بسوزم، دلم میخواست با تو بمیرم، با تو بروم به سوی روشنی ها...

دوستت دارم ای پاکترین لحظۀ زندگی ام، دور از تاریکی ها، فراز از هوس ها...

لذت تو را داشتن و لذت آنچه در این دنیا هیچ چیز بالاتر از آن نیست

باارزشتر از تو نیست در این دنیا، بعد از تو هیچکس نیست جز خدا

تو که رفتی من احساس تنهایی نمیکنم، تو در قلبمی... من این جرم شکستنت را شکایت نمیکنم

ای تو که در قلبمی!

می دانستم که اگر قلبم را بشکنی خودت خواهی شکست، قلبم را جدا از خودم دانستم شیشۀ وجودم شکست، غم ها را خودم کشیدم و همه چیز به خیر گذشت...

دوستت دارم ای عاشقانه ترین شعر زندگی ام...

و می نویسم برای تویی که حتی اگر خاطره شوی همیشه جایت در قلبم می ماند. اگر برای همیشه رفتنی شوی همیشه برایت می مانم. می مانم تا فکر نکنم نیستی به خیال اینکه شاید بیایی، به خیال اینکه شاید سری به قلبم بزنی و حالی از دلتنگی هایم بپرسی.

حال و روز مرا نمی بینی، این لحظه شماری ها را نمی بینی، من هنوز دنیال توام، هنوز هم در پیچ و خم جادۀ زندگی چشم انتظار آمدن توام...

دوستت دارم ای تو که نمی دانم کجایی، یادی از من میکنی یا در حال فراموش کردن مایی؟!

نمی دانم می دانی که دوستت دارم یا شاید این حس را تنها من به تو دارم...




طبقه بندی: عاشقانه ها،
[ دوشنبه 13 مرداد 1393 ] [ 10:47 ق.ظ ] [ بهناز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دلم می خواهد:
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو، هر کسی می خواهد
وارد خانهٴ پر مهر و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتنش شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم،
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار،
خانهٴ دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر،
خانهٴ دوست کجاست؟
میهمانان
میهمانان امروز : نفر
میهمانان دیروز : نفر
همه میهمانان : نفر
میهمانان این ماه : نفر
میهمانان ماه قبل : نفر
آخرین تغییرات :


دانلود آهنگ جدید