تبلیغات
درد دل با دل

درد دل با دل
آن سوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتنی هاست
به قلم
دوست دارم بدونم
وقتی دلت میگیره معمولا با کی درد دل میکنی؟







دوستان خوبم

امروز از صبح ساعت9 من و مادری و خواهری رفته بودیم خونۀ ما چیدمان کلی خونه رو انجام بدیم، آخه تا دو هفتۀ دیگه ایشالاه من و همسری قراره زندگیه مشترکمونو زیر یه سقف شروع کنیم، همسری هم بود کلی کار کردیم اول که سرویس تخت رو جابجا کردیم و وسایلاشو چیدیم توش بقیه کارای فنی خونه رو همسری انجام داد اما من واقعا خسته شده بودم، دیگه تا ساعت 5 یه ریز داشتیم کار میکردیم و همه چی طبق مردامون پیش رفت. خواهرم وحیده هم چون امروز واسه مراسم خونۀ عموش اینا رفته بودن ناهار مارو هم آورده بودن جاتون خالی جوجه بود دور همی زدیم تو رگ و بعدش تقریبا1ساعت استراحت و دوباره کار.

خیلی خوشحالم چون خونمونو واقعا باسلیقه چیدیم همسری هم خیلی خوشحاله اینو از چشماش میتونم بخونم هرچند که بارها بهم گفته "از اینکه خونمون چیزی کم نداره خوشحالم" امیدوارم که این دو هفته هم با خوبی و خوشی تموم شه، راستش قراره خدا قسمت کنه ماه عسل بریم مشهد، خیلی از این بابت خوشحالم اما تنها نگرانیم از اینه که وقتی برگردیم فرصت من برای درس خوندن و امتحانا خیلی کم میشه فقط امید و توکلم به خداست که کمکم کنه.

خدایا روزای خوب زندگیمو  همیشگی کن...




طبقه بندی: روزهای زندگی،
[ جمعه 21 آذر 1393 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ بهناز ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دلم می خواهد:
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو، هر کسی می خواهد
وارد خانهٴ پر مهر و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند
شرط وارد گشتنش شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم،
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار،
خانهٴ دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر،
خانهٴ دوست کجاست؟
میهمانان
میهمانان امروز : نفر
میهمانان دیروز : نفر
همه میهمانان : نفر
میهمانان این ماه : نفر
میهمانان ماه قبل : نفر
آخرین تغییرات :


دانلود آهنگ جدید